|
مقدمه «الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البيان» شنيدن و خواندن وسيله ايست براي پي بردن به افكار ديگران و گفتار و نوشتن وسيله ايست براي آگاه ساختن ديگران از مقاصد و افكار خود. بنابراين تمام كوششهايي كه در زمينه آموزش زبان دردبستان انجام مي گيرد بايد در جهت پرورش اركان چهارگانه آن يعني شنيدن – گفتن – خواندن و نوشتن باشد. اما سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه چرا دانش آموزان ما در املا ضعف دارند ؟ به روايتي اشكال كار در كجاست ؟ معلم؟ دانش آموز؟ و شايد هم خانواده ؟ در اين مقاله سعي نموده ام تا با استفاده از تجربيات خود و همكاران پاسخي به پرسش مطرح شده بدهم و عوامل مختلف را بررسي و در نهايت راهكارهايي را ارائه نمايم. اميدوارم كه تلاش كوچك من در جهت پرورش قواي ذهني ، عواطف ، استعدادها و تواناييهاي كودكانمان مفيد واقع شود.
تعريف املا املا کلمه ای است عربی و مصدر. این کلمه در ترجمه ی فارسی به معانی پرکردن، نویسانیدن دیگری را به تلقین، ازخود چیزی گفتن، مطلبی را تقریر کردن تا کسی بنویسد، نوشتن از تلقین دیگری،نوشتن مطلبی که دیگری تقریرکند، طریقه نوشتن کلمات، درست نویسی،نوشتن ترکیب حروف موافق قاعده ی رسم الخط استفاده شده است. {دهخدا،لغت نامه،ذیل کلمه ی املا}ریشه ی لاتین آن فرانسوی است و به معنی« مطلبی که کسی املا کند و دیگری بنویسد.»آمده است{ دهخدا،لغت نامه،ذیل کلمه ی املا}با نگاهی مختصر ، ولی جدی به مفاهیم برگردان املا ، مفهوم درس به معنی عام از آن استخراج نمی شود. همچنین با نگاهی گذرا به مواد درسی کشورهای حوزه ی خلیج فارس و حتی اروپا در می یابیم درسی به نام دیکته، همانند آنچه که در ایران مصطلح است ، وجود ندارد. جمع كلمه املا ، امالي است و كتابهاي بسياري به نام امالي داريم يعني ديگران مي گفتند و افرادي مي نوشتند و بعدها به صورت سندهاي مهم علمي مي شوند املاگويي و املانويسي يكي از مهارت هاي پيچيده و مهم و اساسي زبان فارسي است چراكه در اين عمل يعني املانويسي چهار مهارت زباني درگير مي شوند اين است كه در گذشته و حال يك مهارت بسيار مهمي بشمار مي رود بديهي است با نوشته اي كه با غلطهاي املايي همراه باشد ارتباط زباني بين افراد جامعه به نحو مؤثر برقرار نمي شود بنابراين لزوم توجه به اين درس كاملاً روشن است و در نوشتن املا دانش آموزان بايد موارد زير را رعايت كنند. الف : خوب گوش دادن – تشخيص دقيق كلمات و درك آنها ب : خوب تشخيص دادن – يادآوري و مجسم ساختن تصوير و بازشناسي آن كلمه در ذهن ج : درست نويسي – نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه و توالي مناسب آنها حال سؤالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه چرا دانش آموزان ما واقعاً در املا ضعف دارند دليل اصلي آن چيست ؟ اشكال كار كجاست ؟ مقصر كيست ؟ معلم ، دانش آموز و يا خانواده. پاسخ همه سؤالات اين است ما معلمين فقط در درس املا بيشتر به «وجه آزموني» آن توجه مي كنيم و در برنامه هفتگي اگر 2 يا 3 جلسه املا داريم در همه جلسات املا مي گوييم و به آن نمره مي دهيم بدون آنكه نخست به آموزش املاي كلمات بپردازيم پس اشكال كار در همين جاست كه ما به «وجه آموزشي» املا اصلاً توجهي نداريم يا اگر داريم خيلي كم است پس اگر هفته اي ما 2 جلسه املا داريم بايد يك جلسه آموزش املا دهيم. جلسه بعد ارزشيابي انجام دهيم. شناخت شناسی کلمه ی «املا» راستی هدف از املا چیست؟به چه دلیل منطقی معلمان باید بگویند و دانش آموزان فقط بنویسند، آن هم بدون کمک از کسی یا منبعی؟ بعد از املا چه اتفاقی می افتد؟ نمرات دانش آموزان در املا نشان از دانسته های آنان است یا ندانسته هایشان؟ آیا کسی برای املا طرح درس روزانه ای با تمام جزئیاتش طراحی کرده است؟ هدف کلی، اهداف جزیی و رفتاری، روش تدریس، ابزار و وسایل و... چگونه برای آن پیش بینی شده است؟ آیا هدف از املا سنجش میزان درست نویسی است یا طرحی است برای آموزش درست نویسی، کدام یک؟ راستی چرا در دبیرستان ، از املا به معنای دوره ی ابتدایی و راهنمایی خبری نیست؟آیا املا در دبیرســتان کم اهمیت می شود و یا به دانـــــش آموزان دبیرستانی نمی توان همانند کودکان دوره ی ابتدایی املا گفت؟ ِآیا املا یک درس است؟ عنوان های درس ریاضی، املاو علوم از مهم ترین درس های دوره ی ابتدایی بشمار می روند. برخی از دست اندرکاران در آموزش و پرورش ، از کاهش یا افت تحصیلی در دو درس ریاضی و املا، نگرانی خود را به شکل های گوناگون نشان می دهند. البته آن ها حق دارند. آمار نمرات دانش آموزان حاکی از همین موضوع است. به عبارت دیگر ، دانش آموزان دوره ی ابتدایی در درس املا ، به نوعی بیش ترین افت تحصیلی را نشان می دهند. مدیران آموزشی ما، در جلسات عمومی خود ، قبل از شروع امتحانات ، توجه به درس املا و ریاضی را بیش تر از بقیه ی درس ها یاد آوری می کنند . به نظر می رسد ، معلمان به دلیل نا آشنایی با مفهوم واقعی املا که البته همه فکر می کنند یک در س است ، آن را برای دانش آموزان به هیولایی تبدیل کرده اند. اساسا دانش آموزان املا را بطور واقعی و جدی دوست ندارند. جالب این است که دانش آموزان هم در مدرسه املا می نویسند و هم در خانه، البته هر یک به روش های کاملا متفاوت. روش های املا گفتن ، املا نویسی و هم تصحیح املا در خانواده ، از اصول ثابت و مشخصی پیروی نمی کنند. می توان حدس زدکه نمرات دانش آموزان در املای خانه ، خیلی جدی نباشد. معمولا اکثر دانش آموزانی که در مدرسه املای ضعیفی دارند ، در خانه نمرات نسبتا خوبی می گیرند. البته حل این تضاد خود جای بحث دارد. به نظر نمی رسد که معلمان بطور جدی به املا دقیق شده باشند. اساسا املا یک درس نیست، بلکه نوعی آزمون درست نویسی است. معمولا بعد از املا ، اتفاق جدی برای آموزش درست نویسی نمی افتد. اگر قرار باشد میزان درست نویسی ( از نظر لغات ادبیات فارسی) سنجیده شود ، پس بسیار ضروری است که قبل از هر امتحانی ، آموزش مناسب و خوبی ارائه شود؛ همانــــند درس های ریاضی، علوم و درس های دیگر. اما متاسفانه در خصوص امـــــلا چنین اتفاقی نمی افتد. معمول این است که معلم،زنگ املا به دانش آموزان چیزهایی می گوید که آن ها باید بنویسند. حال قبل از آن ، آیا هیچ آموزشی داده است یا خیر، خود جای سوال و بررسی است. اگر املا درس نیست ،پس چیست؟ با یک نگاه ساده به مو ضوع و مفهوم نوشتن می توان در یافت که املا خود جز کوچکی از انشاست. سعدی شیرین سخن آورده است :« گر آن جمله را سعدی انشا کند – مگر دفتری دیگر املا کند.»{همان ، ذیل کلمه ی انشا} در این بیت شعر ، ابتدا انشا آمده است و پس از آن املا.
۵۱ نمونه املا ی مشارکتی جهت تقویت املای دانش آموزان ابتدایی املا به صورت گروهی: الف ) دانش آموزان به گروه های چند نفره تقسیم شوند و از هر گروه خواسته شود متنی املایی آماده کنند . از متن هر گروه قسمت هایی را انتخاب کرده ، به صورت یک متن پیوسته دیکته شود تا بچه ها بنویسند .امتیاز حاصل نیز برای افراد گروه در نظر گرفته شود . ب ) دانش آموزان را به گروه های 2 یا 3 نفره تقسیم می شوند و متن املا یکی از آنان نوشته می شود و تمام اعضای گروه درنوشتن صحیح کلمات همکاری می نمایند امتیاز نویسنده ی املا برای همه ی گروه منظور می گردد . در این تمرین پیشنهاد می شود نویسنده ی متن املا دانش آموز ضعیف هر گروه باشد و بین دو دانش آموز دیگر قرار گیرد تا در وی اعتماد به نفس کافی به وجود آید . 2- املای خطابه ای : فراگیران درگروه به یک دیگر املا می گویند یا به اولیا ، خواهر و برادر در منزل املا گفته می شود و تصحیح توسط گوینده صورت می گیرد . دراین نوع املا تثبیت یادگیری املایی و صحیح نوشتن واژه ها مدنظر است و باعث تقویت خواندن در دانش آموز هم می شود. 3- آموزش املا هنگام تدریس متن کتاب فارسی : بعد از تدریس کلمات مشکل دو املایی را روی تابلوی کلاس می نویسند و از دانش آموزان خواهند به صورت شفاهی برای آن کلمات هم خانواده ، مترادف ، متضاد و ... بگویند و یا جمله سازی نمایند در صورت درست بودن موارد آنها را تشویق کنند . 4- کامل کردن جمله برای تقویت املا : چند جمله روی تابلو ی کلاس نوشته می شود به طوری که جای یک کلمه در جمله خالی باشد سپس تعدادی کارت کلمات که شامل خود کلمه ، معنی کلمه ، مخالف و هم خانواده ی همان واژه روی آن نوشته شده است را در اختیار گروه ها قرار می دهیم تا با توجه به جمله واژه ی مناسب را از بین کارت ها پیدا کند و در جای خالی قرار دهد در این فعّا لیّت از کسانی که در نوشتن این کلمات اشکال دارند استفاده شود و در پایان به گروه ها امتیاز داده شود .
5- بازی املایی ( نصف دیگرم کجاست ) : این فعّا لیّت به صورت فردی یا گروهی انجام می گیرد . معلّم جمله ای را انتخاب می کند وآن را کلمه کلمه روی کارت می نویسد و بین گروه ها تقسیم می کند سپس جمله را روی تابلو می نویسد و از هر گروه می خواهد کارت مربوط به جمله را روی تابلو نصب کند هر گروهی که سریع تر انجام دهد برنده می شود . 6- مسابقه ی املا روی تابلو : معلم کلمه یا جمله ی کوتاه را بیان می کند هر گروهی که زودتر آن را روی تابلو یا دفتر بنویسد امتیاز می گیرد . 7- املای مشارکتی : الف ) دانش آموزان را به گروه های 2 یا 3 نفره تقسیم می شوند آنها باید یک دفتر داشته باشند و یک خط یک خط متنی را که معلم می گوید بنویسند امتیاز حاصل به گروه تعلّق می گیرد ( اگر روی ورقه بنویسند می توانند درپوشه ی گروهی قرار دهند ) ب ) دانش آموزان در گروه های سه نفره تقسیم می شنوند و سپس یک نفر گوینده می شود دانش آموز دیگرهم به عنوان نویسنده و یکی دیگر هم به عنوان ناظر انتخاب می شود که در ضمن نوشتن ناظر به نویسنده کمک می کند . 7-املای سنتی : املای به صورت خطابه ای به دانش آموزان گفته می شود و تصحیح توسط معلّم یا دانش آموزان صورت می گیرد . 8- تهیّه ی متن ازغلط های املایی دانش آموزان : این فعّالیّت هر ماه یکبار از میان کلماتی که دانش آموزان درمتون املایی درطول یک ماه غلط داشته اند می توان متن املایی جدیدی فراهم کرد و به کلمات درست آن نمره اختصاص داد. 9-املای تصویری : از دانش آموزان خواسته شود تصویر درس را به صورت گروهی تهیه کنند و کلمات مهّم هما ن درس را به صورت پراکنده دراطراف تصویر بنویسند به طوری که از دور خوانده شود بعد تصویر را روی تابلو چسبانده شود و به طورتصادفی از دانش آموزان خواسته شود تا کلمات را بخوانند و در دفتر بنویسند. 10-بازی با کلمات : کلمات جدید درس را روی مقوایی نوشته شود و در طرف دیگر مقوا کلمات هم معنی ، مخالف یا هم خانواده درج شود از این کارت ها برای بازی های گروهی یا فردی ، تقویت سرعت خواندن در کلمات ، کامل کردن جمله ، ساختن جمله ، شمردن کلمه در جمله و تمرین و تکرار کلمه استفاده می شود . 11- استفاده از برید ه های روزنامه : هر گروهی چند ورق روزنامه یا مجله را با خود به کلاس بیاورند سپس از آن ها خواسته شود تا کلمات جدید درس را پیدا کنند و یا با قیچی آن را ببرند و دردفتر بچسبانند و جملات جدید بسازند. هر گروهی که جملات طولانی تر بسازد امتیاز بیش تری خواهد گرفت . 12-ساختن متن با کلمات مشخص : معلّم چند کلمه می گوید یا روی تابلو می نویسد و از دانش آموزان می خواهد به صورت فردی یا گروهی متن املا بسازند و در زمانی دیگر از همان متن به یک دیگر املا بگویند . 13-املای بدون نقطه : متنی که از قبل آماده شده به تعداد گروه ها کپی گرفته شود به طوری که درآن متن نقطه های موجود درکلمات حذف شوند سپس از دانش آموزان خواسته شود تا متن را نقطه گذاری کنند . 14- املای تلفیقی : گفتن املای تلفیقی از کلمات مهم تمام مواد درسی به صورت یک داستان کوتاه که از قبل تعیین شده باشد به طوری که در بچه ها ایجاد رغبت و علاقه کرده تا فرا گیران ضمن نوشتن املا علاقمند به جملات بعدی شوند . 15-املای جمله نویسی : معلّم 20 کلمه از متن درس را انتخاب کرده روی تابلو می نویسد و از بچه ها می خواهد با هرکدام یک جمله بنویسند بعد از تصحیح املا با انتخاب معلم چند نفر جملات خود را برای دیگران می خوانند . 16- پیدا کردن کلمات پنهان : آموزگار چند حرف را بنویسد و زیر چند کتاب پنهان کند و از بچه ها بخواهد تا آن ها را پیدا کنند و در فتربنویسند. 17- املا به صورت نقّاشی : درزنگ نقاشی در دفتر نقاشی یا املا یک نقّاشی بکشند بعد درزنگ املا روی نقاشی کلمات مربوط به تصویر را می نویسند یا درکنار نقّاشی املا بنویسند . 18-خواندن املا به صورت گروهی : هریک از دانش آموزان جمله ای را از متن برای کل کلاس می خواند و همگی از آن املا می نویسند . 19- املای حفظی : معلّم متنی را در اختیار بچه ها قرار می دهد بعد در زنگ املا از آن ها می خواهد هر چه به یاد دارند بنویسند . 20-املا از طریق تجزیه کلمات : چند جمله به دانش آموزان داده می شود و در پایین صفحه جدولی رسم گردد تا آنها کلماتی را که در آنها دچار اشکال هستند به صورت حرف به حرف درجدول بنویسند . 21-املای کامل کردنی : الف ) متنی آماده شود و جلوی کلمات کلیدی فضایی خالی قرار گیرد سپس از بچه ها خواسته شود تا هم معنی یا هم خانواده ی آن کلمات را بنویسد. ب ) معلّم می تواند کلمات تازه و سخت را از متن املا حذف کرده و سپس و پس از گفتن املا کلمات حذف شده را روی تابلو بنویسد و از بچّه ها بخواهد تا کلمات را با خودکار قرمز یا مدادقرمز در جای مناسب خود قرار دهند. پ ) به تعداد دانش آموزان متنی را کپی کنید به طوری که چند کلمه که دارای ارزش املایی است به صورت جای خالی در متن قرار گیرد آن گاه معلّم متن اصلی را بخواند و از بچه ها بخواهد تا جاهای خالی را پرکند . ت ) 20 کلمه انتخاب شود به صورت نامنظّم در بالای صفحه نوشته شود بعد متن املا را پایین آن نوشته این 20 کلمه خا لی گذاشته شود . بعد متن املا به وسیله ی معلّم خوانده می شود پس از تلفّظ کلمه ی مورد نظر معلّم به دانش آموزان توصیه می کند کلمه ی مورد نظر را از کلماتبالا ی صفحه پیدا کند و در جای خالی بنویسد . 21- املای آهنگین : بعضی از جملات را با صدای افراد مختلف ازنظرریتم و آهنگ بیان و تکرار کرده تا نوشتن املا برای آنها د لچسب شود . 22- املای آبی : درظرفی پر از آب از دانش آموزان خواسته شود تا با انگشت کلماتی را که دیکته می کنید بنویسند . 23-کامل کردن املا با کمک حافظه : املایی به صورت متن تهیه گردد د حدود 20 کلمه را که ارزش املایی دارند به صورت جای خالی در متن در نظر گرفته شود بعد بچه ها با کمک دانش خودشان کلمات در جایگزین کنند . 24- املای ذهنی : متن املا بین گروه ها توزیع شود بعد از چند دقیقه مطالعه جمع آوری گردد بعد از آن ها خواسته شود تا کلمات را که درذهنشان باقی مانده است را روی دفتر بنویسند . 25- نوشتن املا به وسیله ی آب : یک ظرف خالی مایع ظرفشویی یا بطری نوشابه پر از آب شود و از بچّه ها خواسته شود درحیاط مدرسه یا منزل به وسیله ی آب بر روی زمین بنویسند . 26-املای پرده ای : بین تابلوی کلاس ودانش آموزان پرده ای نصب شود معلّم از روی متن می خواند بچّه ها روی تابلو می نویسند در پایان پرده را کنار زده دانش آموزان املای خودشان را به کمک معلم از روی تابلو تصحیح کنند . 27- املای یاد سپاری : املای حفظی در ماه های آخر سال توصیه می شود در این زمان دانش آموزان از لحاظ قدرت تفکّر و یادسپاری مطالب توانمند تر شده اند و می توانند مطالب فراوانی را در حافظه ی خود نگه دارند . از آن ها خواسته شود متن درس را بدون نگاه کردن به کتاب دقیقا" مثل آن بنویسند و بعد از روی کتاب املای خود را تصحیح کنند. 28- املای سنباده ای : از بچّه هاخواسته شود کلمه ی مورد نظر را با شیء زبری مانند سنباده یا موکت درست کنند و با انگشتان دست آن را لمس کنند. . 29- کامل کردن متن : معلّم از روی متن املا می گوید امّا کلماتی را که ارزش املایی دارند را نمی گوید تا بچّه ها با توجّه به متن خوانده شده ی درس و با تکیه بر حافظه آن ها را بنویسند. . 30-املا نویسی به کمک فرمانده : به هر دانش آموز 10 کلمه داده شود و آموزگار در حیاط مدرسه به عنوان فرمانده کلمه ای را بلند بگوید تا بچّه ها از بین کلمات خودشان آن کلمه را پیدا کنند و به فرمانده تحویل دهند . 31- نوشتن املا به کمک آینه : آموزگار متنی را به صورت بر عکس آماده کرده و به بچه ها می دهد تا آن ها به کمک آینه کلمه را پیدا کنند و شکل صحیح آن را بنویسند. 32-املای گروهی روی تابلوی کلاس : یک گروه 4 نفره را پای تابلو آورده و بنا به انتخاب خودشان چشمان یکی از فراگیران را بسته سپس متنی توسط یکی از اعضای گروه خوانده می شود . آن فرد با چشم بسته بروی تابلو کلاس می نویسد و دیگر اعضا ی گروه جهت نوشتن حروف و نقطه و دیگر علائم نگارشی او را راهنمایی می کنند . 33- املای خوشه ای : معلّم یک کلمه بگوید واز دانش آموزان بخواهد تا با شنیده این کلمه هر واژه یا عبارتی را که به ذهنشان می رسد بنویسند. . 34-املای شمردنی : متن املا روی تابلو نوشته شود و به صورت شمرده شمرده خوانده شود سپس تابلو پاک شود و املا گفته شود . 35- املای رونویسی : کلماتی از متن روی تابلو نوشته شود و به بچّه ها یاد آوری گردد هنگام نوشتن املا در صورت برخورد و به یاد نیاوردن آن ها به این کلمات نگاه کنند و شکل صحیح آن را بنویسند. . 36 – طبقه بندی کلمات : از بچه ها خواسته شود تا کلماتی را پیدا کنند که حروف معینی داشته باشند مثلا" کلماتی که علامت تشدید دارند . 37- املا به صورت قصّه : قصّه ای خوانده شود تا آن ها با دقّت گوش کنند سپس هر چه از قصّه فهمیدند را روی کاغذ بنویسند . 38- املا به صورت بازی : در موزاییک های کلاس یا حیاط مدرسه جدول حروف الفبا با گچ کشیده شود بعد کلماتی را که از قبل نوشته و درون پاکت قرار داده ایم بین بچّه ها توزیع شود بعد آموزگار کلمات داخل پاکت را می خواند و دانش آموز با پریدن روی حروفی که در خانه های جدول است کلمه را به معلّم نشان می دهد مثلآ کلمه ی قصّه که دانش آموز باید روی خانه های ( ق ـ ص ـ ـه ) بپرد و آن کلمه رامشخّص کند . 39- املای بی صدا : این املا می تواند بر تقویت هوش دیداری و فضایی دانش آموزان بیفزاید . بچه ها باید ابتدای خوب به لب ها و حرکات صورت نگا ه کند بعد کلمه یا جمله ی مناسب را بنویسد . و برای فضا نویسی هم معلم کلمه را در فضا بنویسد تا دانش آموز با نگاه به دست معلم کلمه را تشخیص دهد . 40-نوشتن املا با استفاده از خمیر بازی : بچه ها کلمات جدید را که هم صدا یا به شکل های مختلفی نوشته می شوند و یا ارزش املایی دارند را با خمیر بازی می سازدو آن را در ورقه یا دفتر بچسباند و یا با قرار دادن کلمات کنار هم جمله بسازد. 41-املا با قوط کبریت : روی هریک از شش طرف قوطی کبریت کلماتی نوشته می شود سپس به هر گروه دسته ای از قوطی ها را داده تا با هر دسته از کلمات یک جمله ساخته شود بعد با ارتباط دادن جملات یک متن به دست بیاید . 42-املای دیواری : در قسمتی از دیوار کلاس تابلوی برای کلماتی که ارزش املایی بسیاری دارند درست شود تا یک هفته هم روی دیوار قرار بگیرد تا جلوی دید بچّه ها قرار داشته باشد تا این کلمات به حافظه ی آنها برود . 43- املای کاردستی : درزنگ هنر کلمات مشکل را با نخ و سوزن روی پارچه با رنگهای متفاوت بدوزند. . 44- املای زنجیره ای : معلّم جمله ای را می گوید و از بچه ها می خواهد که با آخرین حرف از جمله ی مورد نظر جمله ی جدیدی بنویسند 45- املای جدولی : جدولی دراندازه ی بزرگ از کلماتی مهم به صورت تکراری نوشته شود مثلا" کلمه ی معذرت سه بار نوشته شود البتّه این کلمات به صورت پراکنده نوشته شود وقتی معلّم متن املا را می خواند هرگاه به کلمه ی مورد نظر می رسد توجّه بچّه ها به جدول نصب شده درکلاس جلب می شود و اظهار می دارد که این کلمه دوبا ر یا سه بار در جدول تکرار شده است . 46- املای صوتی : معلّم متنی را روی نوار کاست یا سی دی با صدای رسا ضبط نماید برای تقویت شنوایی بچّه ها آن را درکلاس پخش کند تا بچه ها از آن صدا املا بنویسند. . 47-املای خانوادگی : این املا در منزل انجام می شود برای درگیر کردن اولیا با وضعیت تحصیلی فرزند شان می توان املایی را طراحی نمود که بچّه ها به کمک اولیا در خانه انجام دهند این کار باعث آگاهی اولیا از وضعیت املای فرزندانشان شده و در یاری رساندن به آنها مثمرثمر است. 48- املای مشترک : متن املا توسط دانش آموز و یکی از افراد خانواده به صورت مشترک نوشته شود و بعبارت دیگر اعضای خانواده به یک دیگر املا می گویند . 49-املای سنگی : با کمک سنگهای ریز و درشت که از قبل شسته و تمیز شده است برای نوشتن کلمات تازه و حتی نوشتن املا توسط بچه ها استفاده می شود . 50-نوشتن املای رنگی : در هر جمله یک کلمه مشخّص شود که صدای خاص یا نشانه ی جدیدی داشته باشد مثلا : « ع » از بچّه های خواسته میشود تا وقتی به این نشانه رسیدند آن را با رنگ دیگری بنویسند برا ی تنوع می توان از چند رنگ استفاده کرد یعنی هر بار که به نشانه رسید رنگ را عوض کند. . 51- مرتب کردن متن درس : یک متن از کتاب را در هم ریخته کند و از بچّه ها خواسته شود تا آن را مرتب کنند و در دفتر بنویسند . منابع : کتاب املا نوشته ی دکتر سید بهنام علوی مقدم و فاطمه صغری علیزاده دبیرخانه
ادبیات نهاوند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 11:25  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 19:45  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
الگوي گانيه
الگوي تدريس گانيه مبتني بر ديدگاه گانيه شامل 9 رويداد مي باشد که، به ترتيب عبارتند از: جلب توجه، آگاه ساختن يادگيرنده از هدف، تحريک يادآوري، يادگيري پيشنياز و دانش قبلي، ارايه محرک، فراهم ساختن هدايت يادگيري، فراخوان عملکرد، فراهم ساختن بازخورد، ارزيابي عملکرد و بهبود يادداري و انتقال
گام اول- جلب توجه: براي
جلب توجه يادگيرنده، انواع مختلف رويدادها به کار گرفته ميشوند. توجه دانش
آموزان، به تعبير هوشيار بودن براي دريافت محرک، ميتواند با ايجاد تغيير سريع در
محرک حاصل شود. فراتر از اين، روش اساسي که براي جلب توجه به فراواني مورد
استفاده قرار ميگيرد توسل به علايق يادگيرندگان ميباشد. گام دوم- آگاه ساختن يادگيرنده از هدف: يادگيرنده
بايد از بازده يادگيري که از او انتظار ميرود، آگاه باشد. به عبارت ديگر آگاهي
دادن به فراگير در خصوص انتظاري که قرار است در نتيجه يادگيري برآورده شود.
يادگيرنده به نحوي بايد نوع عملکردي را که به عنوان شاخصي براي پايان يافتن موفقيّتآميز
يادگيري به کار ميرود بشناسد. وقتي که يادگيرندگان، هدف از آموزش را درک کنند. انتظاري را کسب خواهند کرد که معمولاً سرتاسر مدتي که يادگيري رخ ميدهد تداوم دارد، و زماني که يادگيري تکميل ميشود اين انتظار به وسيلهي بازخورد ارايه شده تائيد ميگردد. به طورکلي، بهتر است فرض نکنيم دانش آموز هدف
درس را ميداند. ارتباط برقرار کردن در مورد هدف درس وقت کمي ميگيرد و حسن آن اين
است که: از ‹‹خارج از خط شدن›› دانش آموز جلوگيري ميکند. به نظر ميرسد ارتباط
برقرار کردن در مورد هدف کاري است که با صراحت و صداقت يک معلّم همخوان است. علاوه
بر آن، به معلّم کمک مي کند تا بر ‹‹ هدف آماج››باقي بماند. گام سوم- تحريک يادآوري پيش نيازهاي مربوطه: در اين
مرحله از يادگيرنده خواسته ميشود چيزهايي را که قبلاً آموخته است، به ياد آورد زيرا
در لحظهي يادگيري قابليت هاي از قبل آموخته شده بخشي از رويداد يادگيري هستند. به
همين دليل بايد خوب در دسترس قرار گيرند، با به ياد آوردن آنها درست قبل از وقوع
يادگيري جديد، از در دسترس بودن آنها اطمينان حاصل ميشود. اگر مهارت ذهني جديدي
آموخته ميشود، مهارتهاي پيرو بايد بازيابي شوند تا اينکه بتواند به عنوان بخشهايي
از مهارت جديد مجدداً رمزگرداني شوند. به عبارت ديگر دانش سازمان يافتهاي که
قبلاً آموخته شده است بازيابي ميشود تا به صورت بخشي از زمينهي معنادار بزرگتري
براي اطلاعات جديد واقع شود.
اين گام
با ارايه محرک اساسي به فراگيران انجام ميگيرد. محرکها ميتوانند مواد آموزشي
مرتبط با موضوع درس نظير عکس يا تصوير، پارل، وسايل و ابزار و حتي نوشته و نام
اشياء ويا خود اشياء واقعي و … باشد. در اين
گام معلّم فرآيند دروني شدن – رمز گرداني معنايي- را در فراگيران
تسهيل مينمايد. و محرکهاي ارايه شده را تا آنجا که ممکن است معنيدار ميسازد . براي
معناداري بيشتر راههاي متعدد وجود دارد، که بسته به بازده يادگيري مورد انتظار با
يکديگر فرق دارند. به طورکلي، معناداري را ميتوان با استفاده از مثالهاي عيني
مربوط به مفاهيم و اصطلاحات انتزاعي، بسط دادن هر انديشه با ربط آن به مواردي که
هم اکنون در حافظهاند انجام داد و يادگيرنده را در کشف قواعد ياري نمائيم. مقدار
راهنمايي يادگيري، يعني تعداد سوالها و ميزاني که آنها ‹‹ رهنمود مستقيم يا غير
مستقيم›› ميدهند با نوع قابليتي که يادگرفته ميشوند فرق ميکند. اگر آنچه ياد
گرفته ميشود موضوعي قراردادي است-نام شيئي که براي يادگيرنده تازه است- مسلماً
دليلي براي هدر دادن وقت يا پرسشها، يا اشارههاي غيرمستقيم به اين اميد که به
طريقي اين نام ‹‹کشف شود›› وجود ندارد. در اين مورد گفتن پاسخ به دانش آموز شکل
صحيح راهنمايي يادگيري است. اما در سمت ديگر طيف مواردي است که، رهنمود غير مستقيم
مناسب است. زيرا اين راه منطقي کشف پاسخ است، وچنين کشفي ميتواند به آن يادگيري
ختم شود که دائميتر از آن يادگيري است که از گفتن پاسخ مستقيم حاصل ميشود. در
حاليکه راهنمايي خيلي کم، کندآموزان را مأيوس ميسازد. در اين
گام از فراگيران انتظار ميرود که رويدادهاي ترکيبي دروني يادگيري را عملاً به
وقوع رسانند. دانش آموزان در اين گام با داشتن راهنمايي يادگيري کافي، به نقطهاي
رسانده ميشوند که رويداد ترکيبي دروني يادگيري را عملاً به وقوع ميرسانند. و
آثار لذت بردن از يادگيري در چهرههايشان ديده ميشود. آنها درک کردهاند که چگونه
کار را انجام دهند. انتظار از آنان اين است که نه تنها ما را متقاعد کنند، بلکه به
همان اندازه خود را نيز متقاعد نمايند. گام هفتم- تدارک بازخورد: در اين
گام به دنبال عملکردي که فراگير در گام قبلي نشان ميدهد. دربارهي درجه درستي
عملکرد به فراگير اطلاعات داده ميشود. به عبارت ديگر فراگير در مورد درستي يا
ميزان درستي عملکرد خويش بازخوردي را دريافت مينمايد. اين رويداد ميتواند به راههاي
مختلف انجام شود. در مورد مهارت حرکتي مانند پرتاب دارت به هدف، بازخورد ممکن است
آني و ‹‹ ذاتي عملکرد ›› باشد. اما براي بسياري از انواع عملکردها، بازخورد دربارهي
درستي عملکرد نياز به اين دارد که به طور مجزا توسط معلم و يا شخص ديگري ارايه
گردد. عملکردي
که فراگير از خود بروز ميدهد تائيدي است بر اينکه يادگيري اتّفاق افتاده است. به
منظور اطمينان از اينکه چنين توانائيهاي واقعاً صورت پذيرفته لوزم است نمونههاي
اضافي از عملکرد مطالبه شود. به عنوان مثال اگر اطلاعات کلامي آموخته شده است،
ممکن است عين همان نثر بيانات، يا بسط آنها از يادگيرنده خواسته شود. اگر قاعدهاي
يادگرفته شده است، ميتوان کاربرد آن را به تعدادي نمونه بديع درخواست کرد.
ارزيابي عملکرد به اين شيوه آن چيزي است که معمولاً از ‹‹اجراي آزمون›› منظور است
. کار کردهايي که از چنين آزموني انتظار ميرود عبارتند از: در اين
گام براي اينکه مفاهيم تعريف شده، قواعد، و قواعد سطح بالا به خوبي در حافظه سپرده
شوند، تدارکاتي جهت مرور منظم مطالب در زمانهايي فاصلهدار در خلال هفتهها و
ماهها مهيا ميگردد. و انتظار ميرود مهارتهاي آموخته شده را به شرايط جديد
يادگيري انتقال دهد.
با ترتيب دادن تکاليف متنوع جديد
براي يادگيرنده اطمينان از انتقال يادگيري به بهترين وجه صورت ميگيرد، تکاليفي که
مستلزم کاربستن آنچه ياد گرفته شده است در موقعيت هايي که اصولاً با آنهايي که
براي خود يادگيري به کار ميرفتند متفاوت است. تکاليفي از اين نوع پيچيده تر از يک
تمرين صرف هستند. بنا بر اين در اين گام با افزودن بر مقادير تمرين، تأثير بسزايي
در افزايش مقدار يادداري را فراهم مينمائيم، و تنوع تمرين در انتقال مهارتهاي
ذهني به موقعيتهاي تازه اثر مطلوب دارد. اين تعميم ظاهراً در زمينههاي يادسپاري
اطلاعات کلامي، مهارتهاي ذهني، و مهارتهاي حرکتي کاربرد دارد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 21:18  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
خلاقيّت اوج توانايي تفکر بشري است که توانسته است انسان را به مرحله پيشرفت و ترقي برساند و اورا در حل تمام مسائل و مشکلات زندگي ياري دهد نمونه هاي خلاقيّت را مي توان در نقاشي روي ديوار در زمان غارنشينان، خلق يک اثر هنري، ماشينآلات صنعتي و آشپزي و خياطي و ... ديد.. اخيراً محققان و روان شناسان به بعد اجتماعي و محيطي آن توجه کرده اند و معتقدند که خلاقيّت را نميتوان بدون توجه به ابعاد اجتماعي و محيطي آن بررسي کرد. به نظر استرانبرگ(1989) فرايند خلاقيت در ذهن شخص با متغيرهاي اجتماعي رابطه دارد. واقعيّت اين است که به خلاقيّت نمي توان با تمرکز بر يک بعد نگريست. ابعاد فردي يا محيطي نمي تواند بيانگر ماهيت خلاقيّت باشند. بلکه خلاقيّت از سويي نيز تابع نظام اجتماعي خلاق است. به همين دليل خلاقيّت هرگز نتيجه عمل فرد به تنهايي نيست يکي از ابعاد محيطي اجتماعي خلاقيّت، مدرسه ميباشد. تورنس بيان مي کند مسئله توسعه خلاقيّت در نظام آموزشى رسمى بيشتر از اين جهت حائز توجه است كه بر اساس پژوهشها دريافتهايم كه در ابتدا ابتكار وخلاقيت در اغلب كودكان مشاهده ميشود ولى منحنى تحول آن در حدود 10 سالگى افت مي کند و سير نزولي مي يابد و نتيجه آن فقدان علاقه به يادگيري و افزايش مشکلات رفتاري و انگيزشي است. به قول تورنس عدم بروز اين توانايى عموماً به نامناسب بودن روشهاي تدريس مربوط ميشود.
امروزه تمام کودکان دبستاني بايد با واقعيّت ها و مفاهيم علمي آشنا شوند زيرا زندگي در عصر صنعتي بدون استفاده از يافتههاي علمي تقريباً غيرممکن است. مدرسه دانش آموزان تأثير شگرف بگذارد تا به راحتي بتواند در جهت تفکر نو و انتقادي و کشف مجهولات پيش برود و راه حلّ مناسبي براي مشکلات ارائه دهد. بدين ترتيب مدرسه مي تواند کانوني جهت يادگيري و پرورش افکار خلاّق باشد
تدريس, تنها فعاليّت معلّم در کلاس درس نيست بلکه فعاليّتي دو جانبه از طرف معلّم و دانش آموزان مي باشد که در جريان آن, بين دانش آموزان با يکديگر و معلّم تعامل وجود دارد.روش تدريس را مي توان به دو گروه عمده تقسيم کرد: ( روش هاي تدريس فعّال و روشهاي تدريس غير فعال (سنتي) به عبارت ديگر کودک براي مدرسه است, نه مدرسه براي کودک. تدريس سنتي تنها وظيفه خود را اين مي داند که حافظه کودک را از معلومات انباشته سازد, آن را به زيور علم بيارايد و با افکار بزرگ زينت بخشد. براي پر کردن اين شکاف و فقدان مي توان با روشهاي فعال و پويا مانع از کسب اين ديدگاه سطحي نگر شددر مقابل روش تدريس سنتي، روشهاي ديگري وجود دارد که در آنها بر خلاف روش تدريس غير فعّال، دانش آموزان بيشتر فعاليّت دارند و قسمت اعظم کار آموزش و تدريس بعهده دانش آموزان مي باشد. در واقع يک تعامل دو طرفه بين دانش آموزان و معلّم و دانش آموزان با يکديگر وجود دارد. در اين روش پيشنهاد مي کنند که از وسعت برنامه کاسته شود و کيفيّت برنامه مورد اهميّت باشد زيرا ثابت شده است معارفي که طي تفحصات و پژوهش هاي آزادانه مشخّص بدست مي آيد بهتر در ذهن باقي مي ماند و به شاگرد فرصت ميدهد به کسب روش هايي نائل آيد که در تمام دورهِ زندگي مورد استفاده قرار گيرد و بطور مداوم دامنه کنجکاوي او را توسعه ميدهد و دانش آموز ياد ميگيرد چگونه عقل خود را شخصاً بکار اندازد و بدينترتيب آزادانه مفاهيم و تصورات خود را بنا ميکند.
وب سایت :بنیاد فرهنگی رضوی مشهد
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 19:17  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
ندا هرگاه بخواهیم یک نفررا دربین چند نفر صدا بزنیم یا او را مورد خطا ب قرار دهیم اسم یا جانشین اسم درحا لت ندا واقع می شود وآن را منا دی گویند درچنین حا لتی ممکن است الف : پیش از اسم ،یکی از کلمات " ای " " آی " "آهای " " یا " " ایا " بیاید . ب : پس از اسم الف ندا گیرد پ : یا این که اسم ر ابا تغییر آهنگ وبدون هیچ علامتی مورد ندا قراردهیم . ای: ای برادر تو همه اند یشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای ای صبا ای پیک دور افتا د گان اشک ما برخاک پاک اورسان ای امین دولت وتهذ یب دین آن ید بیضا درآر از آستین
آی : آی حسن !بیا آهای : آهای پرویز نگاه کن یا : یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از دست حسود چمنش به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود که جوش شاهد وسا قی وشمع ومشعله بود ایا : ایا شاه محمود کشور گشای زمن گر نترسی بترس از خدای
قسمت دوم کلماتی که پس از اسم الف ندا قرارگیردمانند : پرورد گارا --- کریما به رزق تو پرورده ایم ---- دلا منا ل زبیداد وجور یار که یار
قسمت سوم :با تغییر آهنگ : سعد ی خیال بیهده بستی امید وصل هجرت بکشت و وصل هنوزت مصوّر است . نکات قابل توجّه : 1- اگر الف ندا پس از اسمی بیاید که آن اسم به الف یا واو ختم شده باشد ما بین آن دو حرف " ی"اضافه می کنندمانند : خدایا (خدا +ی + ا ) ماهرویا (ماهرو +ی +ا ) 2- حروف ندا خود ،شبه جمله محسوب می شوند وهمواره متمّمی دارند که همان منادای آنهاست (هر منادایی معرفه است ومی تواند اسم باجانشین اسم باشد ) 3-ممکن است منا دی درعبا رت حذف گردد مانند : ای خرّم از فروغ رخت لاله زار عمر باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر یعنی ای آنکه 4- ممکن است مناد ی همراه بامتمّم (یعنی همراه با مضاف ٌالیه یا صفت )باشد مانند : الا ای آهوی وحشی کجایی مرا با تست چند ین آشنلیی ای قوم ِ به حج رفته کجایید؟ کجایید ؟ معشوق همین جا ست بیایید ! بیایید!
5 -گاهی " ای "علامت ندا نیست ، بلکه به عنوان علامت تعجّب بکار رفته مانند : ای من آن آهو که بهر نا ف من ریخت آ ن صیّا د خون صاف من !
منبع : دستور زبان فارسی مهدی معینیان ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 9:31  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
يکى از زيباترين داستانهاى واقعى در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبتهاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آنها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ میگفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استوارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش آموز همين کلاس بود. هميشه لباسهاى کثيف به تن داشت، با بچه هاى ديگر نمي جوشيد و به درسش هم نمي يرسيد. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد. امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سالهاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي ببرد و بتواند کمکش کند. معلّم کلاس اول تدى در پروندهاش نوشته بود: «تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام ميدهد و رفتار خوبى دارد. رضايت کامل». معلّم کلاس دوم او در پروندهاش نوشته بود: «تدى دانش آموز فوق العادهاى است. هم کلاسي هايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.» معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: «مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن مي کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.» معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: «تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نميدهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي برد.» خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هديه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي داديد.» خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچه ها پرداخت و البته توجه ويژهاى نيز به تدى مي کرد. پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي کرد او هم سريعتر پاسخ مي داد. به سرعت او يکى از با هوشترين بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى دانش آموز محبوبش شده بود. يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته ام. شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته ام. چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغالتحصيل ميشود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است. چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامهاى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان نامه کمى طولاني تر شده بود: دکتر تئودور استوارد. ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و ميخواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته ميشود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد. تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: «خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي توانم تغيير کنم از شما متشکرم.» خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: «تدى، تو اشتباه ميکنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.» بد نيست بدانيد که تدى استوارد هم اکنون در دانشگاه آيوا استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است. منبع:سی دی ارائه شده در کارگاه مدرسه زندگی، دکتر صداقت پیام ما: همين امروز گرمابخش قلب يکنفر شويد ... وجود فرشته ها را باور داشته باشيد، و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 9:42  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
باسمه تعالیشيوه های ارائهی گفتاری و نوشتاریارائه: در لغت به معناي نماياندن، نشان دادن و مرئي ساختن آمده است و نوعي عمل انتقال است، كه عناصر ويژه تشكيل خود را دارد. در انتقال از نوع ارائه محيط انساني است و عناصر آن نيز انساني هستند. در حقيقت ارائه نوعي دانش است و در عين حال نوعي فن و همچنين هنر. عناصر اصلي در یک ارائه: ارائه كننده: مجموعهاي از دانستهها، ندانستهها، نقاط ضعف و قوت، قابليتها و... مخاطب: مجموعهاي از دانستهها، ندانستهها، نقاط ضعف و قوت، قابليتها و... پيام: آنچه بايد منتقل شود يا درك و احساس شود كه ميتواند علمي، فني، هنري، احساسي و... باشد. رسانه: نوشته، كلام، صوت، تصوير، ايما و... محيط ارائه: يك جامعه بشري با عناصر انساني ميباشد كه داراي ويژگيهاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي، تاريخي، جغرافيايي، اخلاقي و... باشد. انواع ارايه:
عوامل مؤثر در ارائه: ب) مخاطب: پ) موضوع ارائه: ت) انگيزهي ارائه: ث) جهت و هدف ارائه: ج) نوع ارائه: چ) وسايل آمادهسازي محتواي ارائه: ح) وسايل كمكي ارائه: خ) كيفيت ارائه: د) كميت ارائه: ذ) مدت ارائه: ر) ساعت و زمان ارائه (تاريخ و ساعت): ز) مكان، فضا و جغرافياي ارائه: ژ) شرايط محيطي، اجتماعي و هيستوژئوپوليتيك (تاريخ، ژئوگرافيك و سياسي): انواع ارائه شفاهي عبارتند از: ارائه سخنراني داراي خصوصيات زير است: ب – مدت زماني كوتاه دارد (حدود نيمساعت يا كمي بيشتر) پ – سخنران بايد آداب سخنوري را بشناسد و از آن پيروي كند. ت – در سخنراني تأثير زيادي در موفقيت يا عدم موفقيت آن، مسئلهاي به نام شخصيت سخنران است. ث – سخنراني معمولاً در مناسبتهاي مختلف و متناسب با آن مناسبتها انجام ميشود و محتواي آن با موضوع مناسبت، تناسب داشته باشد. ارائه تعليمي: ب – هدف آموزش است و محل اصلي براي برگزاري آن محافل آكادميك ميباشد. مانند: دانشگاه، دبيرستان و... پ – ارائهكننده بايد معلم باشد و هدف خود را و زندگي خود را وقف ياددادن كرده باشد. ت – مخاطبان معمولاً درباره موضوع ارائه چيزي نميدانند. ث – مخاطبين موظف به رعايت موازين مشخص و آداب كلاس ميباشند. ج – مهم در ارائه تعليمي حصول اطمينان از انجام عمل انتقال ميباشد. چ – كنترل كمي و كيفي ارايه در آن انجام ميشود. ح – مخاطبين ملزم به دريافت و درك مطلباند. خ – مخاطبين داراي سطحي از معلومات هستند كه معمولاً زيرسطح ارائهكننده ميباشند و معمولاً با هم تقريباً همسطحاند. ارائه شفاهيِ كلامي، تصويري:
خصوصيات كلي ارائه شفاهي كه در هر سه نوع ارائه مشترك است. نحوهي ارائه: ب – ساختمندي ارائه شفاهي: ميزان توجه مخاطب تا 10 دقيقهي نخست ارائه خوب است، در دقيقهي بيستم به كمترين ميزان خود ميرسد و در دقيقه 30 كمي بهتر ميشود. چگونگي مقدمه: خصوصيات كلي مشترك: نكاتي بيشتر در مورد ارائه كننده: (مدرسه ی زندگی :دکتر صداقت)
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 9:32  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
باعرض سلام وباتاییدات باریتعالی این وبلاگ به منظور استفاده از
نقطه نظرات وپیشنهادات سازنده ی همکاران محترم ابتدایی درنظر گرفته شده است. پناهی-رخشنده ئی -بختیاری-شجاعی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 15:51  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر 1390ساعت 10:45  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
باسلام و تبریک هفته ی معلم خدمت همکاران محترم
درپاسخ به صورت جلسه ی نوزدهم(۴/۲/۸۹)دبیرخانه ی ادبیات به استحضار می رساند که برنامه ی اولیه ی کارگاه آموزشی استان برای شهرستان بهار در تاریخ۱/۱۲/۸۹در نظر گرفته شده بود اما بنابر درخواست اداره ی آن شهرستان به۲۸/۱/۹۰ موکول گردید. همچنین این کارگاه بابرنامه ریزی قبلی تشکیل شده است. با تشکّر دبیرخانه ی ادبیات استان
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 17:43  توسط دبیرخانه ی ادبیات استان
|
|